بايگانی‌ وب‌نوشت

خانم اشتون به چه چيز خوشبين هستيد٬ به اعدام هاي بيشتر و جنايات وحشتناکتر؟ به چه چيز؟

کاترين اشتون  مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا بعد از نشست روز سه شنبه ۱۶ ماه ژوئيه در جمع خبرنگاران گفت: «من همیشه به طور محتاطانه ای خوشبین هستم. اما من این موضوع را هم به روشنی بیان می کنم که گرفتن پاسخی از سوی ایران، برای ما بسیار مهم است.»Catherine_Ashton

کاترين اشتون براي مردم ايران چهره هاي آشنا است. او کسي است که وقتي خامنه اي و احمدي نژاد از لباسش ايراد گرفتند٬ لباس پوشيده و نيمه اسلامي بر تن کرد و کم مانده بود چادر برسر کند٬ و او کسي است که همواره دنبال بهبود روابط حسنه با حکومت ترور و وحشت اسلامي بوده است. اين بار که روحاني لبخند بر لب٬ ميخواهد يکبار ديگر نگاهها را از اعدام و جنايت و  خونريزي به مذاکرات بي ثمر هسته اي معطوف کرده و حتي سر اين دولتهاي غربي و  اشتون را نيز شيره بمالد٬ آغوش اينها بر روي حکومت اسلامي باز است و ميخواهند بهر ترتيبي شده روابط حسنه  را برقرار کرده و بر اعدام و جنايت و اجازه ندادن به مادران و پدران براي عزاداري کردن و اشک ريختن و کشتار رهبران کارگري و گروگان گرفتن نان شب مردم٬ چشم ببندند و بگويند که » ايران قول داده پاي مذاکره هسته اي بيايد و ايران اعلام ميکند همه چيز صلح آميز است و پس همه چيز بر وفق مراد است و ميتوان حکومت اسلامي ايران را بيش از اين ياري رساند و به ادامه حياتش کمک کرد.»

 بلندگوهاي اين سياست و رسانه هايشان همچون وال استريت ژورنال ميگويند:

«حسن روحانی از زمان انتخابش به عنوان رئیس جمهور منتخب ایران در ماه ژوئن سیگنال‌های مثبتی به جامعه بین‌المللی ارسال کرده است…» از کدام سيگنال مثبت حرف ميزنيد٬ از وضعيت وخيم زندانها حرف ميزنيد و از اينکه زنداني را تا پاي مرگ شکنجه ميکنند و مانع دسترسي زنداني به دارو و درمان ميشوند٬ از حمله به زنان و توهين و بي حرمتي به مردان از زبان امام جمعه هاي بي ادب و فحاش اينها حرف ميزنيد٬ از قتل جوانان و اعدامهاي خياباني و دسته جمعي حرف ميزنيد از کدام سيگنال مثبت؟

آيا اين سيگنال را نمي بينيد که در بيست روز ۱۰۲ نفر اعدام شدند و روحاني لام تا کام نگفت. ظاهرا براي اينها جان افراد و جنايت و بي حرمتي و شکنجه و دست بريدن و چشم در آوردن مسائل فرعي است.

کميته بين المللي عليه اعدام ضمن محکوم کردن سکوت مطلق خانم اشتون در مورد موج جديد و وحشتناک اعدامها در ايران  از کاترين اشتون ميخواهد که  در مورد اين جنايات و آدمکشي و قتل عام از سوي حکومت اسلامي ايران فورا و رسما اظهار نظر کرده و اين جنايات را حداقل محکوم کند.

اين کمترين کاري است که خانم اشتون ميتواند بکند . طبعا مردم ايران اين سياست مماشات و همکاري با حکومت جنايتکار اسلامي و اين  رفتار لاقيدانه و سهل انگارانه را فراموش نخواهند کرد.

مينا احدي – کميته بين المللي عليه اعدام

۱۷ ژوئيه ۲۰۱٣

Mina Ahadi

0049 (0) 1775692413

minnaahadi@gmail.com

minaahadi-iran.blogspot.co.uk

stopstonningnow.com

notonemoreexecution.org

ex-muslime.de

Advertisements

رئیس » دادگستری» استان اردبیل: اعدام های پی در پی رضایت مردم را به دنبال داشته است

اعتراض به موج گسترده اعدام ها وظيفه همه ماست!

غلام‌علی رضایی، رئیس کل دادگستری استان اردبیل:اعدام های پی در پی رضایت مردم را به دنبال داشته استغلام‌علی رضایی

برای جلوگیری از قتل صدها نفر به اسم مردم و یا دفاع مردم از قتل عمد دولتی٬ برای پایین کشیدن چوبه دار، این تکیه گاه نظام اسلامی از زیر پای حکومت٬ باید بپا خاست و کاری کرد!

غلام‌علی رضایی، رئیس کل دادگستری استان اردبیل گفت: “علاوه بر این‌که از دو سال پیش در این استان ۱۸ حکم اعدام اجرا شده، منتظر تأیید نهایی حدود ۲۲ حکم اعدام دیگر برای اجرا هستیم.”او همچنین افزود: اعدام‌های پی در پی، رضایت مردم را به دنبال داشته است.”

دستورقتل عام دولتی از رئیس قوه قضاییه طی یک نامه رسمی به زندانها رفته و قاتلان اسلامی مسابقه خونریزی و قتل عام گذاشته اند.

طبق اخباری که کمیته بین المللی علیه اعدام بدست آورده٬ به همه زندانها در سراسر ایران دستور داده اند بلافاصله بعد از انتخابات تعدادی از محکومین به اعدام را فورا اعدام کنند. این مسابقه جنایت و آدمکشی اکنون در بین زندانهای سراسر ایران در جریان است و هر یک از مقامات این دستگاه فاسد و خونریز قضایی گزارش میدهند چه تعداد انسان را کشته اند و چه تعداد را قرار است بزودی بکشند.

رئیس دادگستری استان اردبیل از ابراز رضایت مردم از قتل دسته جمعی جوانان حرف میزند و از اینکه در چهار روز ۹ نفر را کشته اند. او میگوید و قول میدهد که ۲۲ نفر دیگر را نیز بزودیخواهند کشت.

به گزارش تارنمای دادگستری اردبیل، رضایی رئیس دادگستری استان اردبیل گفته در چند روز گذشته نیز ۹ نفر به اتهام ” تهیه و توزیع موادمخدر” در استان اردبیل اعدام شده‌اند. به گفته وی “اعدام‌های پی در پی، رضایت مردم را به دنبال داشته است.”

کجاست رئیس جمهور کذایی جدیدا انتخاب شده که در مورد بخشیدن زمین از طرف احمدی نژاد به صدا و سیما» قبل از تحویل گرفتن کارها» عکس العمل نشان میدهد و در مورد قتل دهها جوان در ایران سکوت کرده و کر و کور است! مگر نه اینست که نظامشان به خون ریختن محتاج است تا بمانند و همه باهم بچاپند. وظیفه روحانی این مهره مکار حکومت اسلامی وراجیهای اصلاح طلبانه و بزک کردن نظام از یکسو و سازمان دادن جنایت و قتل عام در داخل کشور از سوی دیگر است . این نقش همیشگی اصلاح طلبان حکومتی بوده است. این برنامه روحانی است برای نجات نظام و برای ادامه بساط زور و خشونت و چپاول و خونریزی اسلامی .

از رجایی شهر روز جمعه خبر رسید که فقط در این زندان از ۹ تیر ماه تا امروز ۷۰ نفر در این زندان اعدام شده اند. زندانیان میگویند افراد در دسته های سه و پنج و یا پانزده و بیست و نه نفر دسته جمعی اعدام شده اند.

احمد عسگری روزنامه نگار در خطر اجرای حکم اعدام

 احمد عسگری روزنامه نگار بازداشت شد

احمد عسگری روزنامه نگار برجسته، فعال حقوق بشر و مدنی، همچنین دانشجوی سال آخر رشته روابط بین الملل است که در روزنامه های کارون، مردم سالاری، اعتماد و چندین وبسایت، در زمینه های سیاسی و اقتصادی می نگاشت.

این روزنامه نگار، به دلیل پوشش دادن وضعیت درگیری های پس از انتخابات قبلی، در بهمن ماه ۱۳۸۸ بازداشت شده، که پس از ۳ ماه با قرار وثیقه به طور موقت تا تشکیل دادگاه نهایی آزاد گردیده بود. او همچنین به دلیل تحصیل در دانشکده علوم سیاسی واحد تهران مرکز که قرارگاه مرکزی سپاه ثارالله در آن قرار دارد بارها از سوی نیروهای این مرکز تحت فشار قرار گرفته و حتا تهدید به مرگ و حذف فیزیکی شده بود. اکنون او اسیر حکومت اسلامی است و بریا قتلش زمینه سازی میکنند.

او اکنون به اتهام جاسوسی و یا همکاری با احزاب اپوزیسیون به اعدام محکوم شده است..

.

یک زندانی که در هنگام دستگیر شدن زیر سن قانونی بود در خطر اجرای حکم است.

بها الدین قاسم زاده متهم به قتل که از سن ۱۵ سالگی دستگیر و به اعدام محکوم شده است٬ در خطر اجرای حکم است. خانواده او در مصاحبه با » هرانا» گفته اند که او زیر شکنجه مجبور به اعتراف شده است.

اسامی ۸٣ زندانی سیاسی محکوم به اعدام

اخیرا کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی اسامی ۸٣ زندانی سیاسی محکوم به اعدام در زندانهای سراسر ایران را منتشر کرده است. که در اینجا لینک این اسامی را می آوریم.

http://nooexecution.blogspot.de/2013/07/83.html#more

کمیته بین المللی علیه اعدام یکبار دیگر از همگان دعوت میکند که حساسیت اوضاع را درک کرده و برای جلوگیری از اعدامها در ایران متحدانه اقدام کنند. ما همه فعالین علیه اعدام را به جلسه پالتاکی در روز دوشنبه برای بررسی راههای مقابله با اعدامها در ایران دعوت میکنیم.

دوشنبه ۱۵ ژوئیه ساعت ۸ شب به وقت اروپای مرکزی در اطاق
Room Name: Aleyhe Edaam

Category: Asia and Pacific

Sub-Category: Iran

از حضور شما عزیزان بسیار متشکریم. ما باید متحدانه جلوی این ماشین جنایت و خونریزی را بگیریم.

کمیته بین المللی علیه اعدام

۱۴ ژوئیه ۲۰۱٣

Mina Ahadi

0049 (0) 1775692413

minnaahadi@gmail.com

minaahadi-iran.blogspot.co.uk

stopstonningnow.com

notonemoreexecution.org

ex-muslime.de

آخرین اخبار از زندان رجایی شهر – چرا رسانه های فارسی زبان و رسانه های بین المللی فقط اخبار زندانیان اصلاح طلب را پخش میکنند؟

از زندان رجایی شهر روز گذشته جمعه ۱۲ ماه ژوئیه این اخبار و درخواستها به کمیته بین المللی علیه اعدام رسید:
قتل عام زندانیان در رجایی شهر در بیست روز گذشته . بدنبال قتل عام سراسری در زندانهای دیگر از روز ۹ تیرماه تا کنون ۷۰ نفر در این زندان اعدام شده اند. رژیم اخبار این اعدامها را پخش نمیکند. ولی ما زندانیان میدانیم که در دسته های ٣ یا ۵ یا ۸ و ۲۵ و ۲۹ نفره در این زندان اعدام کردند. و هیچ اطلاع رسانی رو به بیرون نکردند. در مورد محکومین به اعدام در این زندان که قتلگاه است٬ افکار عمومی از حضور ۲۹ زندانی سیاسی و عقیدتی محکوم به اعدام در این زندان مطلع است٬ اما مردم نمیدانند که بیش از ۱۰۰۰ نفر زندانی غیرسیاسی زیر تیغ اعدام هستند که به آنها شش ماه مهلت داده اند که اگر تا شش ماه آینده تسویه حساب نکنند٬ اعدام خواهند شد.

zendan rajaee shahr
در این زندان علیه شاهرخ زمانی توسط یکی از نگهبانها پرونده سازی شده است. شاهرخ در سال ۱٣۹۱ در زندان تبریز بدلیل توهین یک مامور به نام سلیمانی پاسخ این توهین را داد و سپس از او شکایت کرده اند و پرونده جدیدی در این زندان برای او ساخته اند.
شرایط مرگبار و غیر انسانی رجایی شهر در کنار نبود کوچکترین امکانات رفاهی و نبود هواخوری و غذای کافی برای زندگی نبود تغذیه و بهداشت و نبود امکانات تفریحی و ورزشی مانند باشگاه و آموزشگاه و توهین و تحقیر کردن زندانیان مثلا بردن زندانی به دادگاه با پابند و لباس زندان و لخت مادرزاد کردن زندانی بعد از بازگشت از بیرون به داخل زندان و اذیت و آزار روحی و جسمی در قرنطینه و فضای نامناسب زندان از جمله مشکلات مهم این زندان قرون وسطایی است.
اصلاح طلبان از داخل بند سیاسی فیلمبرداری کرده و به تلویزیون رژیم داده اند در برنامه ٣۰.۲۰ رژیم این فیلم پخش شده و از رجایی شهر با عنوان هتل هشت ستاره اسم برده شده است!!. زندانیان رجایی شهر میخواهند صدای انتقاد و اعتراض آنها به رسانه های خارجی رسانده شود که هر اتفاقی در مورد اصلاح طلبان فوری پخش میشود و اخبار زندانیان سیاسی واقعی را پخش نمیکنند. چرا؟
یک سوال مهم زندانیان سیاسی اینست چرا فقط به زندانیان اصلاح طلب مرخصی داده میشود و به زندانیان سیاسی واقعی ابدا مرخصی در این زندان تعلق نمیگیرد.
خبر رسیده که خواهر آقای رسول بداغی نماینده صنفی معلمین تهران ٬ مورد اذیت و آزار عوامل حکومت قرار گرفته و دفتر کار ایشان در کوهدشت لرستان مورد حمله قرار گرفته و پلمپ شده است.آقای رسول بداغی یکی از زندانیان سیاسی رجایی شهر است.
ما در داخل زندان خبر دار شدیم که ۴۰ نفر از معلمین را اخیرا دستگیر کرده و بعد از بازجویی و تهدیدات فراوان ٣۸ نفر را آزاد کرده و دو نفر را هنوز در زندان نگه داشته اند.
در داخل زندان از سوی مسئولین زندان بین زندانیان مواد مخدر توزیع میشود. پخش و فروش مواد مخدر و یا گوشی موبیل یک منبع درآمد زندانبانان شده است. داروهای روان گردان را خودشان در بین زندانیان پخش میکنند و یک موبایل ٣۰ هزار تومانی را در اینجا به قیمت یک میلیون و ششصد هزار تومان می فروشند و یک کاسبی کامل راه انداخته اند.
اخیرا به زندانیان اهل سنت که محکوم به پنج سال حبس شده و در ماههای آخر محکومیت خود هستند٬ نامه داده اند که برای آزاد شدن باید نامه برای عفو شدن بنویسند . ظاهرا قرار است زندانیانی را که بدون هیچ جرمی پنج سال در زندان نگه داشته اند٬ با سر و صدا و اعلام اینکه اینها از رهبر تقاضای عفو کرده اند آزاد کنند. قبلا از این افراد خواسته بودند نامه عفو بنویسند و هیچکس این کار را نکرد.
زندانیان رجایی شهر از سیاسی و یا زندانی غیر سیاسی از افکار عمومی بین المللی انتظار دارند به این اوضاع غیر قبال توصیف اعتراض کنند. صدای ما را به گوش جهانیان برسانید.
باز تکثیر از کمیته بین المللی علیه اعدام
۱٣ ژوئیه ۲۰۱٣

Mina Ahadi
0049 (0) 1775692413
minnaahadi@gmail.com
minaahadi-iran.blogspot.co.uk

stopstonningnow.com
notonemoreexecution.org
ex-muslime.de

خودمان میخواهیم سنگسار شویم! اصلاح طلبان و جنایتی به اسم سنگسار

به مناسبت ۱۱ ژوئیه روز جهانی علیه سنگسارmaryam ayoobi
۱۱ ژوئیه ۲۰۰۱ زندان اوین:

مریم ایوبی برای آخرین بار آسمان مه گرفته تهران را در زندان اوین نگاه میکند و از ترس بیهوش میشود. به او چند لحظه قبل گفته اند که غسل کند و آماده سنگسار شدن باشد. مریم چند سالی بود که در زندان اوین بود و با  کابوس سنگسار شدن  دست و پنجه نرم میکرد. با یکی از هم سلولهای مریم ایوبی که بعدها به آلمان پناهنده شد٬ گفتگو کردم و او برایم گفت که مریم مهربان و ساده و آرام بود. او را دستگیر کردند و در روزنامه های آنزمان نوشتند که همسرش را با همدستی یک مرد به قتل رسانده و با این مرد رابطه جنسی خارج از ازدواج داشته است. همسر مریم از مقامات حکومت اسلامی بود!

مریم کارمند شرکت نفت بود و به اتهام رابطه جنسی خارج از ازدواج که امری کاملا خصوصی است٬ باید سنگسار میشد.

وقتی یک زن دست روی همسرش بلند کند٬ وقتی یک زن از حقش دفاع کند٬ وقتی یک زن حجابش را رعایت نکند و در مقابل سیستم و قوانین اسلامی بایستد٬ به اشد مجازات محکوم میشود. اینجا حکومت اسلامی ایران است!

مریم به دلیل رابطه جنسی خارج از ازدواج٬ به اتهام “خیانت” به همسرش و یا خیانت به “ناموس مردان” ٬ به اشد مجازات محکوم  شد٬ برای زهر چشم کرفتن از زنان و کل جامعه   او را ۱۱ ژوئیه ۲۰۰۱ در حالیکه از ترس بیهوش شده بود٬ با برانکارد به محل اجرای مراسم سنگسار آورده و برادران پاسدار با پرتاب سنگ او را زجر کش کردند. مردی که متهم به قتل همسر مریم بود٬ اعدام شد.

این واقعه در دوره حاکمیت ” قهرمان” اصلاح طلبی آقای خاتمی اتفاق افتاد. در همان سال ۲۰۰۱ ما کمیته بین المللی علیه سنگسار را بنیان گذاشتیم و با کمپین نجات مریم ایوبی٬ این کمیته متولد شد. کمیته ای که با درد و خون متولد شد. از سراسر دنیا به حکم جنایتکارانه سنگسار مریم٬ مادر دو کودک ۶ و ۸ ساله ٬ مادر دو پسر زیبا و کوچک ٬ اعتراضات زیادی شد. در یک دانشگاه در ترکیه ٣۰۰ دانشجو یک نامه اعتراضی برای خاتمی و شرکا فرستادند و معاون پارلمان آلمان خانم بله س ٬ نامه اعتراضی شدیداللحنی برای سران حکومت اسلامی فرستاد و اجرای حکم یکبار به تعویق افتاد. یک روز سرد پائیزی ٬ در محل کارم در شهر کلن آلمان٬ تلفنم به صدا در آمد و از آنسوی خط٬ زنی گفت: از دفتر آقای خاتمی با شما تماس میگیرم..  از من سوال کرد: خانم مینا احدی هستید؟ … بله بفرمائید… و صدای زن جوان از آنسوی خط عصبی تر شده و به من گفت: خانم شما وکیل زنان ایران هستید؟ زیاد متوجه نشدم منظورش چیست٬ پرسیدم منظورتان چیه؟ منظورم اینه که وکیل مریم ایوبی هستید که در دنیا سر و صدا میکنید به شما چه که در ایران سنگسار هست٬ ما خودمان میخواهیم سنگسار باشد. پاسخش را میدهم. بله من وکیل زنان ایران هستم٬ بویژه وکیل زنان محکوم به سنگسار٬ من نمیخواهم بگذارم زن را تاسینه در خاک فرو کرده و بیشرمانه سنگسار کنید این جنایت است. به شما چه که کسی رابطه خارج از ازدواج دارد یانه.

میگوید : فکر نکنید که من بیسوادم. من در آلمان هم بوده ام و میدانم در اروپا چه خبر است. من متاهلم ولی خودم میخواهم اگر به همسرم خیانت کردم مجازات شوم… پاسخ میدهم شما هر کاری میخواهید با خودتان بکنید مختارید ولی اجازه ندارید مردم را شکنجه و آزار دهید و این سادیسم را قانون اعلام کنید. به رهبرتان و به خاتمی و به همه اطرافیان بگویید ما نمیگذاریم این وحشیگری را ادامه دهید.. . گوشی را میگذارم …

ساعت چهار بعد از ظهر روز ۱۱ ژوئیه در لندن هستم ٬ در منزل یکی ازدوستانم  در آشپزخانه نشسته و کافه میخوریم  خبر را از رادیو اسرائیل می شنوم. امروز صبح یک زن به اسم مریم ایوبی در زندان اوین سنگسار شد… با صدای بلند گریه میکنم. چطور ممکنست ؟؟؟.. یاد قیافه رهبران اکثریت و حزب توده و اصلاح طلبان و برخی فعالین سیاسی در خارج از کشور می افتم که برای خاتمی سینه چاک میکنند و در مقابل سفارتخانه های رژیم برای رای دادن به او صف میکشند  و امروز نمیدانم چرا قیافه مسیح علی نژاد در ذهنم نقش بسته و بعضا فکر میکنم شاید او بود با من پشت تلفن٬ جر و بحث میکرد و از اصلاحات در ایران و فراگیری مدارا در دوره خاتمی دفاع میکرد!!!

برلین- کنفرانس علیه سنگسار ۱۰ دسامبر ۲۰۰۲

 

به دعوت بنیاد هاینریش بل٬ در برلین در کنفرانسی علیه سنگسار شرکت میکنم. نمایندگان عفو بین الملل٬ سازمان جهانی علیه شکنجه٬ سازمان تره ده فام  و نهادهای دیگری در آنجا حضور دارند. بحث روز جهانی علیه سنگسار در آنجا مطرح میشود. چه روزی باید روز جهانی علیه سنگسار باشد. روز نجات آمنه لاوال از سنگسار در نیجریه ٬ روز سنگسار یک زن در افغانستان٬ روز اعلام حکومت اسلامی در ایران و… اینها پیشنهادهایی است که مطرح است.

پیشنهاد من روزی است که معطوف به ایران باشد چرا که بیشترین سنگسارها در این دوره در ایران انجام شده٬ و بسیار مهم است روزی را انتخاب کنیم  که یک زن سنگسار شده باشد چرا که این طوری عمق وحشیگری و بربریتی را نشان میدهیم که متاسفانه تعداد زیادی را قربانی کرده است. من پیشنهاد ۱۱ ژوئیه روز سنگسار شدن مریم ایوبی در ایران و در دوره اصلاح طلبان یعنی ریاست جمهوری خاتمی را میدهم. و این روز تصویب میشود.  امید ما اینست که در سالهای آینده و در آینده دور٬ همواره در این روز کارخانه ها یک دقیقه از حرکت بیایستند و ساعتها یک دقیقه تیک تیک نکنند و همه مردم دنیا یک دقیقه به یاد قربانیان سنگسار سکوت کنند و یاد این عزیزان را که هیچ جرمی نداشته اند٬ جز اتهام  رابطه جنسی خارج از ازدواج  که امری است کاملا شخصی چنین بیرحمانه به قتل رسیده اند.

۱۱ ژوئیه ۲۰۱۱ دنیا به پا خاست و اعلام کرد٬ نه به سنگسار در همه جا

از طرف نهاد ایران سولیدارتی٬ قانون برابر برای همه و کمیته بین المللی علیه سنگسار سه هفته قبل فراخوان داده و از دنیا دعوت کردیم به سنگسارها در روز ۱۱ ژوئیه روز جهانی علیه سنگسار اعتراض کنند.

یک روز بعد از انتشار علنی این فراخوان ریچارد داوکینز در سایت خود از این فراخوان دفاع کرد و گفت : مریم نمازی یکی از فراخوان دهندگان این حرکت جهانی است . مریم یک زن فوق العاده و یک چهره مهم دفاع از حقوق زنان تحت ستم در کشورهای اسلام زده است.

فراخوان ما دو روز بعد در واشنگتن پست چاپ شد. و بتدریج موجی از حمایت و همبستگی به این فراخوان  جلب شد.

در شهرهای پاریس٬ لندن٬ فرانکفورت٬ کلن٬ ونکور٬برلین٬  اوتاوا٬ مالمو٬ واشنگتن و.. میتینگهایی برپا شد. در شهر سقز هزار عدد اطلاعیه روز جهانی علیه سنگسار پخش شد.

دولت انگلیس اعلام کرد که خلیل اللهی دادستان سکینه محمدی آشتیانی در لیست تحریم شدگان از سوی دولت انگلیس است . مالک اژدر شریفی دادستان استان آذربایجان شرقی با عجله و دستپاچه گفت. سکینه مرخصی رفته و در مراسم عزاداری مادرش شرکت کرده و حالش خوب است و از امکانات خوبی در زندان برخورد دار است… یکبار دیگر توجه ها به سکینه و سنگسارها و به جنایات حکومت اسلامی ایران جلب شد. یکبا ردیگر موجی از همبستگی نثار سکینه و موجی از نفرت نثار سران حکومت اسلامی شد.

پیامهای همبستگی از جمله از روسل بلاکفورد نویسنده و فیلسوف٬ هارتموت کراوس مارکسیست آلمانی٬ آن بروسل نماینده پارلمان اروپا٬ سونیا اگریکس رئیس جامعه بین المللی آتیست ها که نمایندگی ۱۰۰ سازمان آتئیست در چهل کشور جهان را میکند٬ از پروفسور” اودو شوکلنکس” از اونتاریو استاد کرسی پژوهشی فلسفه٬  هل مرت بریسک نویسنده٬ سازمان بزرگ ابتکار فمینیستی اروپا٬ اشتفن لاو از موسسه سلطنتی فلسفه٬ جرج برد هیت معاون انجمن همجنسگرایان اومانیست انگلیس٬ مهوش علاسوندی مادر محمد و عبدالله فتحی٬ سیروس نورسته کارگردان فیلم سنگسار ثریا میم٬ آنتونی توماس کارگردان فیلم برای ندا٬  نهاد آتیستها و اومانیستها از امریکا٬  فرد ادواردمدیر ملی در نهاد ائتلاف بین المللی خردمندان٬  مگ هیکسن فعال مدافع حقوق بشر٬  اوپلیا بنسون سردبیر نشریه اومانیستها  و تعداد دیگری از شخصیت های سرشناس بین المللی بود.

 

استقبال از این روز بسیار زیاد بود چرا که از یکسال قبل توجه ها در دنیا به سوی ایران و سکینه محمدی آشتیانی و سنگسار جلب شده است. عکس سکینه امروز در دنیا نماد اعتراض به سنگسار است و در دفاع از سکینه میلیونها نفر طومار اعتراضی امضا کرده و در صدها شهر اعتراض و تظاهرات سازمان یافته است.

بر شانه های  کمپین گسترده و موفق امسال در اعتراض به حکم سنگسار سکینه محمدی آشتیانی٬ امسال روز جهانی علیه سنگسار را با شکوه تر از همیشه برگزار کردیم. باید بکوشیم این روز را در همه جا تثبیت بکنیم. آیندگان باید بدانند که ما متحدانه به پا خاسته و نقطه پایانی به این وحشیگری و بربریت اسلامی گذاشتیم. روز جهانی علیه سنگسار سمبل اعتراض ما به این جنایت بیشرمانه بود.

بدین وسیله از همه عزیزانی که در اقصی نقاط جهان در این روز برنامه های اعتراضی سازمان داده٬ پیام همبستگی داده و یا پوستر و پلاکارد تهیه کرده و یا به یاد سکینه آهنگ اجرا کرده و برای نجات سکینه و همه محکومین به سنگسار و برای ممنوعیت سنگسار در همه جا تلاش کردند٬ صمیمانه تشکر میکنیم.

—————————————————————————————-

اين مطلب رابه مناسبت روز جهاني عليه سنگسار در سال ۲۰۱۱ نوشته ام٬ فردا پنج شنبه ۱۱ جولاي روز جهاني عليه سنگسار است. و حکومت اسلامي ايران بدليل اعتراضات گسترده بين المللي تا کنون نتوانسته کسي را بعد از اين اعتراضات سنگسار کند. فشار بين المللي چنان بود که مجبور شدند در مورد ماندن و يا حذف قانون سنگسار بجان هم بيفتند. سنگسار وحشيانه و قرون وسطايي و بايد فورا در همه جا ممنوع شود.

مينا احدي

۱۰ جولاي ۲۰۱٣

اسامی ۲۶ زندانی در خطر اعدام در زندان رجایی شهر!

اطلاعیه مطبوعاتی کمیته بین المللی علیه اعدام

۲۶ زندانی در خطر اعدام در زندان رجایی شهر!

روز یکشنبه ۷ ژوئیه  از زندان رجایی شهر به ما اطلاع دادند که رژیم قصد اعدام ۲۶ نفر از زندانیان رجایی شهر به » اتهام» تبلیغ علیه نظام را  دارد.

 یکی از این افراد در یک تماس تلفنی بما گفت:  ۱۵۰ نفر از زندانیانی که از شهرهای مختلف ایران و کردستان و از  دانشگاههای سراسر کشور و از جمله تهران و کردستان٬ آذربایجان٬ ارومیه و کرمانشاه  دستگیر کرده اند٬ همه باهم در سالن ۱۰ زندان رجایی شهر هستیم. ما را به اتهام تبلیغ علیه نظام گرفته اند و اکثر دستگیر شدگان از اهل سنت هستند.  سپس ادامه میدهد٬ ۲۶ نفر از این جمع را به اعدام محکوم کردند و اسامی را میخواند:

امید پیوند

شهرام احمدی

مختار  رحیمی

بهمن رحیمی

محمد یاور رحیمی

فرزاد شاه نظری

صدیق محمدی

عبدالهادی حسینی

محمد غریبی

پوریای محمدی

ماموستا کاوه ویسی

کاوه شریفی

کاظم ملکی

بهروز شاه نظری

عبدالرحمان سندانی

حامد احمدی

جهانگیر دهقانی

کمال مولایی

احمد نصیری

ادریس نعمتی

وریای باقری فرد

لقمان امینی

بشیر شاه نظری

جمال سید موسوی ( زندان کردستان)

لقمان امینی ( سه سال انفرادی است)

بشیر شاه نظری ( سه سال انفرادی است)

کمیته بین المللی علیه اعدام به موج گسترده و وحشیانه اعدامها در ایران بشدت اعتراض دارد و از همگان میخواهد به این اعدام ها اعتراض کنند.

ما قبلا نیز اعلام کردیم که در فاصله دو هفته جمهوری اسلامی ایران ۵۰ نفر را اعدام کرد. روزهای شنبه و یکشنبه این هفته یعنی ۶ و ۷ ژوئیه در زاهدان ۱۱ نفر اعدام شدند که پنج نفر از اعدام شدگان زن بودند٬ ٣ نفر در اردبیل٬ ۴ نفر در رضاییه٬ هفت نفر در لاکان٬ ۵ نفر در قزوین اعدام شدند. یعنی فقط در دو روز ٣۱ نفر اعدام شده اند. حکومت قصد ادامه دادن به این قتل عام را دارد و باید وسیعا به این اعدامها اعتراض کرد.

کمیته بین المللی علیه اعدام

۸ ژوئیه ۲۰۱٣

Mina Ahadi

0049 (0) 1775692413

HYPERLINK «mailto:minnaahadi@gmail.com» \t «_blank» minnaahadi@gmail.com

HYPERLINK «http://minaahadi-iran.blogspot.co.uk/» \t «_blank» minaahadi-iran.blogspot.co.uk

HYPERLINK «http://stopstonningnow.com/» \t «_blank» stopstonningnow.com

HYPERLINK «http://notonemoreexecution.org/» \t «_blank» notonemoreexecution.org

HYPERLINK «http://ex-muslime.de/» \t «_blank» ex-muslime.de

فرزندم کجاست، بهرام کجاست؟ شش ماه قبل اعدامش کردیم مگر خبر نداری؟

سالن انتظار زندان رجایی شهر چهارشنبه هفته گذشته٬ مادری میپرسد٬ 

فرزندم کجاست٬ بهرام کجاست؟

شش ماه قبل اعدامش کردیم مگر خبر نداری؟

این خبر را امروز دریافت کردم. مادر دو زندانی بعد از ده ساعت سفر طولانی از کردستان به رجایی شهر٬ بعد از اینکه میگوید خستگی سفر از تنم  خواهد رفت اگر شهرام و بهرام عزیزم را در آغوش بکشم و با نگرانی و اضطراب منتظر آمدن دو دلبندش میشود. شهرام می آید و مادر از دیدن این فرزند  عزیزتر از جانش بسیار هیجان زده است٬ او را محکم بغل میکند و می بوسد و می بوید و سپس لحظاتی به اطراف نگاه میکند ومیپرسد پس بهرام کجاست؟  شهرام فقط سرش را پایین می اندازد چیزی نمیگوید  و یکی ازجلادان و مسئولین زندان در نهایت بیرحمی و بیشرمی میگوید : او را شش ماه قبل اعدام کردیم مگر خبر نداری؟ سالن ملاقات دور سرش میچرخد و می افتد و از چهارشنبه مادر بهرام و شهرام احمدی در کوما است و در بیمارستانی در تهران بستری است.

زندان رجایی شهر

یادم می آید که جمهوری اسلامی ایران دی ماه ۱٣۹۱ قصد اعدام چند نفر از فعالین اهل سنت را داشت و آنها دو بار با من تماس گرفته و اسامی ده نفر را بمن دادند. ما وقت کوتاهی داشتیم و اطلاعیه ای دادیم و اعتراض کردیم٬ شش دی ماه  رهسپار سفر به سوئد بودم و در ترانزیت فرودگاه تلفنم زنگ زد و یکی از زندانیان رجایی شهر بمن گفت: همین الان آمدند و ده محکوم به اعدام را با تحقیر کردن  و در حالیکه زنجیر به پاهای آنها بسته بوند کشان کشان بردند و میگفت لطفا فورا خبر رسانی کنید و طبعا بسیار دیر بود و روز بعد ۶ نفر را اعدام کردند. بهرام یکی از این شش نفر بود.

محمد ظاهر بهمنی،

اصغر رحیمی٬

بهنام رحیمی٬

کیوان زند کریمی

و هوشیار محمدی

همان روز بعد یعنی ۷ دی ماه اعدام شدند و رژیم حتی به خانواده های آنها نگفت و  پیکر اعدام شدگان را تحویل نداد.

این رفتار حکومت اسلامی با مردم ایران است.  تف بر حکومت اسلامی ایران و کاسه لیسان دوم خردادی که از این دستگاه جنایت و رذالت دفاع میکنند.

!بزودی سه نفر در بوشهر اعدام ميشوند! با آمدن روحاني٬ تنها تفاوت اينست که طنابهاي دار بنفش رنگ است

!بزودی سه نفر در بوشهر اعدام ميشوند

!با آمدن روحاني٬ تنها تفاوت اينست که  طنابهاي داری رنگ بنفش است

 روز جمعه هفتم تير ماه در مراسم نماز جمعه در سعد آباد يکي از بخش هاي استان بوشهر٬  يکي از جلادان قبل از نماز جمعه سخنراني کرد و اين خبر را اعلام کرد که بزودي در اينمحل سه نفر را خواهند کشت. زمينه سازي براي  اين  جنايت با وقاحت در نماز جمعه حکومت اسلامي بعنوان تامين امنيت و برقراري عدالت اعلام شد .

کميته بين المللي عليه اعدام اين احکام و اين جنايات وحشيانه حکومت فاشيست اسلامي را بشدت محکوم ميکند و از همه مردم و نهادهاي بين المللي خواهان اعتراض به  اعدامهاي گسترده در ايران است. بعد از نمايش مضحک انتخاباتي در ايران حکومت اسلامي ايران ۵ نفر را اعدام کرده و اين روند جنايت و قتل همچنان ادامه دارد. ظاهرا با آمدن روحاني تنها تفاوت اينست که رنگ طناب دار بنفش شده و  قتل و جنايت همچنان ادامه دارد.

کميته بين المللي عليه اعدام

۲۹ ژوئن ۲۰۱٣
Mina Ahadi

0049 (0) 1775692413

minnaahadi@gmail.com

minaahadi-iran.blogspot.co.uk

stopstonningnow.com

notonemoreexecution.org

ex-muslime.de

edam-dar-booshehr

!قبل از غذا يک دقيقه سکوت ميکنيم

mina-ahadi-esmail-yeganeh

هوا شرجي است و من در خيابان تخت طاووس تهران دنبال آدرسي ميگردم که آن شب را بايد در آن خانه به صبح برسانم. مهمان يک خانواده جوان هستم. زن و مردي مهربان و دختر بچه کوچک و زيبايي که با موهاي زردرنگ و چهره اي تپل هنوز در ذهنم زنده است. مي بينم که يک گوني بزرگ دانه هاي قهوه آنجاست و ميگويند اينرا خريد و فروش ميکنيم . زياد اهميت نميدهم در طول سالها زندگي مخفي و مبارزه مخفي با حکومت شاه و اکنون با حکومت اسلامي که تازه سرکار آمده٬ ياد گرفته ام کنجکاوي نکنم و برخي چيزها از جمله آدرس و اسامي افراد را بخاطر نسپارم.

شب با هر مصيبتي بود به سر مي آيد و من بايد اين خانه را ترک کنم. همه مي ترسند٬ در اين روزها که در تهران هستم٬ اتفاقات زيادي افتاده است. تلويزيون حکومتي از دستگيريها و حمله به منازل مردم حرف ميزند و درگيريها در مرکز شهر تهران که مسلحانه بود٬ اندکي فروکش کرده است.
من دنبال خانه ميگردم براي روزي که همسرم از زندان آزاد شود. اين اميد را دارم و فکر ميکنم چرا که نه٬ شايد بتوان آنها را معاوضه کرد . کومه له قبلا اين کار را کرده بود و دستگيرشدگان که اعضا و فعالين اين سازمان بودند حتما اين شانس را داشتند. با اسراي حکومت اسلامي که در دست کومه له بودند معامله شوند.
روز بعد يعني هشت تير با جميله رحيمي قرار دارم. قرار است امشب را در خانه مخفي آنها در کنار تعداد ديگري از رفقايمان باشيم. جزييات يادم نمانده ٬ ولي همين قدر ميدانم که در خيابانهاي تهران با هواي گرم تيرماه آنجا در حاليکه ٬ با سرعت راه ميرويم٬ يکدفعه چشمم به روزنامه فروشي مي افتد و به جميله ميگويم صبر کن يک روزنامه بخرم٬ و او جواب ميدهد نه لازم نيست ما روزنامه خريديم و داريم به تو ميدهم کيهان را بخواني و من بدون اينکه به چيزي شک کنم با او ميروم.
وارد خانه اي ميشويم که يک راهرو دارد و ته اين راهرو اتاق نشيمن است. ما وارد اين اطاق ميشويم٬ چند نفر ديگر از رفقايمان آنجا هستند. مي بينم سفره انداخته اند و غذا و نوشابه و … در سفره گذاشته اند و خوب قرار بود شام بياييم و الان هم آمده ايم. من در يک گوشه مي نشينم و ابدا به هيچ چيز شک نميکنم.
قبل از اينکه دستم براي کشيدن غذا دراز شود٬ صداي عمر ايلخاني زاده همسر جميله رحيمي را مي شنوم.» قبل از اينکه غذا را شروع کنيم يک دقيقه سکوت مي کنيم.» همه سکوت ميکنند. من هنوز نميدانم اين يعني چه و منهم با کمي بهت و تعجب طبعا سکوت ميکنم. يک دقيقه اي که به اندازه يک عمر است و صداي عمر اين يک دقيقه را مي شکند٬ بايد به شما بگويم که در اين روزنامه٬ ( کيهان را مي بينم) امروز ۵۰ نفر اعدام شده اند که رفقاي ما در تبريز هم جزو آنها هستند. رفقاي ما را اعدام کرده اند٬ و اسامي را چنين شروع ميکند: امجد مصطفي سلطاني٬ ماجد مصطفي سلطاني٬ اسماعيل يگانه دوست٬ هوشنگ توحيدي …
ديگر يادم نيست چه شد و چه گفت.. فقط ميدانم که آنشب يعني شب هشت تير تا صبح گريه کردم. بعد از اينکه چهار ساعت با رفقاي ديگرم که آنجا بودند باهم کريه گرديم و آنها سعي در آرام کردن من داشتند٬ بعد از مدتي نيمه هاي شب بود که همه خسته شدند و هر کس در جايي به حواب رفت و من وقتي صداي گنجگشها و زمزمه هاي مردم را در خيابان مي شنيدم که رهسپار کار بودند و هوا کاملا روشن شده بود٬ کماکان در يک بهت و حيرت به خودم ميگفتم چطور ممکنه؟؟؟
صبح ساعت هشت بود که جواد مشکي و بقيه از خواب بيدار شدند و يک جمله از جواد شنيدم که هنوز يادم هست ميگفت بايد برويم تبريز٬ من و چند نفر ميرويم تبريز براي گرفتن جسد اين رفقا و کلمه جسد چنان بر من سخت آمد که اطاق را ترک کردم.
بعدها فکر ميکردم چه دل و جراتي داشتند اين دوستان من که در آن اوضاع که رژيم دنبال همه ما بود دست به اين کار زدند. بعدا شنيدم که مادر ماجد و امجد به تبريز رفته و بعد از دفن کردن اين دو برادر خواهان انتقال آنها به روستاي محل تولد اين دو برادر کمونيست و رزمنده شده٬ در دادگاه ايران تريبونال در لاهه امسال از زبان ملکه مصطفي سلطاني خواهرشان شنيدم که وقتي مادر فواد و ماجد و امجد و حسين وامين پنج برادر که به دست حکومت اسلامي اعدام شدند٬ وارد اطاق کار موسوي اردبيلي ميشود و از او ميخواهد که با وي صحبت کند٬ موسوي اردبيلي جنايتکار و کثافت به او ميگويد ٬ حتما مادر ماجد و امجد هستيد و او ميپرسد از کجا ميدانيد و موسوي ميگويد از شباهت شما متوجه شدم. همان کسي که حکم اعدام دو فرزند اين مادر رنجديده را داده ٬ همان کسي که دو فرزند او را به قتل رسانده با وقاحت مخصوص جانيان اسلامي ٬ به مزاح اينرا ميگويد که يعني قيافه فرزندانت هنوز يادم هست!!!
همان روز با تاکسي به يک مغازه لباس فروشي ميروم و يک بلوز و دامن سياه ميخرم. بعد به يک مخابرات ميروم و از آنجا به مادرم زنگ ميزنم. نميدانم چرا بدون مکث و بدون توجه به اينکه مادرم ممکن است سکته کند٬ فورا به او ميگويم اسماعيل را اعدام کردند. و مادرم ديگر حرفي نميزند. يکي از اقوام ما که آنجا بود گوشي را ميگيرد وميگويد چه گفتي به اين زن که از هوش رفت و من با گريه ميگويم چنين کرده اند و او ميگويد برو به خانه ايرج برادرت ما هم از ابهر با چند ماشين مياييم .
ساعت حدود ۱۲ ظهر است که سوار يک تاکسي ميشوم براي رفتن به خانه برادرم ايرج٬ در تاکسي جلو نشسته ام و راديو باز است و صداي کريه خميني را پخش ميکنند٬ باز هم نميدانم چطور جرات ميکنم اينرا در حضور راننده تاکسي و سه مسافر که پشت نشسته اند٬ با صداي بلند ميگويم . لطفا صداي اين مرتيکه را خفه کنيد! و راننده با تعجب به من نگاه ميکند و لابد از رنگ و روي من و لباس سياهي که بر تن دارم٬ از اينکه عزادار باشم جيزي مي فهمد و ميپرسد: خانم حالتان خوب نيست و من ميگويم بله همين ديشب خبر شنيده ام که همسرم را در زندان به دليل فعاليت سياسي اعدام کرده اند و بهمين دليل نميتوانم اين صدا را تحمل کنم و او راديو را خاموش ميکند.
وقتي پياده ميشوم٬ پول به راننده ميدهم و او ميگويد لازم نيست مواظب خودتان باشيد. اينرا هيچگاه فراموش نميکنم.
ساعت دو بعد از ظهر است که در خانه برادرم٬ غوغا ميشود مسافرين ازا بهر ميرسند و مادر من با صداي بلند ضجه ميزند و اين جمله را تکرار ميکند٬ سرنوشت خودم نصيب دخترم شد. مادرم ۲۵ ساله بود که پدرم فوت کرد و من الان ۲٣ ساله هستم و اين اتفاق برايم مي افتد.
بعد از اينکه نهار ميخوريم٬ ميروم در يک اطاق کمي استراحت کنم٬ شب را تا صبح نخوابيده ام و کمي حالم بهم ميخورد. در آنجا يک عکس از مراسم عروسي خودمان را در دست دارم و بخواب ميروم و وقتي بيدار ميشوم مادرم با محبت اين عکس را از دستم ميگيرد و ميگويد بايد صبر داشته باشي٬ و ادامه ميدهد ما بايد از اين خانه برويم٬ برادر تو همافر ارتش است و اگر بفهمند تو اينجا هستي براي او و خانواده اش بسيار مشکل ساز ميشود و ما عصر در حاليکه هوا تاريک روشن است از آنجا خارج ميشويم٬بقيه به ابهر ميروند و مادرم با من ميماند و به خانه يکي از اقوام ديگرمان ميرويم. مادرم ميگويد اينجا نبايد بگوييم چه شده فقط يکي دو روز باهم هستيم و من ميروم ابهر و تو هم بايد فکري بکني و جايي بروي.
ما به اين خانه ميرويم در خيابان وليعصر ٬ درختان سر به فلک کشيده و خانه اي که هر وقت تهران ميرفتيم در دوران بچگي ام آنجا ميرفتيم و خيلي اين خيابان را دوست داشتم. اين بار همه چيز تاريک و کدر است.
صبح تا عصر را در آنجا هستيم و ظاهرا اتفاقي نمي افتد. طرفهاي عصر همسر دوستمان که آنجا هستيم يک روزنامه کيهان با خود به خانه مي آورد و ميگويد اينجا در بخش آگهي ها مينا اسم ترا زده اند اين چيه؟؟ و من و مادرم کمي جا ميخوريم و مي بينيم خانواده اسماعيل يگانه دوست مراسمي را سازمان داده و از مردم دعوت کرده اند که در اين مراسم شرکت کنند عکس اسماعيل را زده و اسم مرا هم جزو دعوت کنندگان زده اند اين يک نمونه از اعتراض مردم به جنايات حکومت ا سلامي و فضا يي است که ميخواهند جانيان اسلامي دامن بزنند. از يک نظر بدم نمي آيد از اين اطلاعيه و مراسم علني و عکس اسماعيل از طرف ديگر اما صاحبخانه ما ٬ ترس و لرزي عجيب از خود نشان ميدهد و ميگويد فقط تا فردا صبح زود اينجا بمانيد و اگر بيايند اينجا مينا را پيدا کنند ٬ من کارم را از دست ميدهم و عواقب اين کار سنگين است.
ساعت پنج صبح آنروز قبل از اينکه خيابانها شلوغ شود و همسايه ها بيدار شوند من و مادرم اين خانه را ترک ميکنيم. در حاليکه نه صاحبخانه و نه ما تا صبح نخوابيديم.
در يک خيابان در تهران از مادرم خداحافظي ميکنم و به او ميگويم نگران نباش اينها چند صباحي بيشتر دوام نمي آورند٬ من بزودي ترا مي بينم.

mina-ahadi-and-her-mother

اين ديدار البته قبل از آمدنم به کردستان يکبار ديگر در تهران تکرار ميشود چند ماه بعد از اين واقعه و سپس من به کردستان ميروم و مادرم را ۱٣ سال بعد در وين يکبار ملاقات ميکنم و بعد او در ايران مشکل پيدا کرد و آدرس و شماره تلفنم را از او ميخواهند و ممنوع الخروج ميشود و اکنون ۱۷ سال ديگر است که ما موفق به ديدار هم نشده ايم.
اين حکومت اسلامي ايران است . حکومتي که از اسلام و قوانين اسلامي دفاع ميکند و با زور قتل عام و خونريزي و کنترل ٬ ميخواهد عمر ننگين اش را بقا و دوام ببخشد.
٣۱ سال از جنايت اين حکومت و قتل همسرم و رفقاي کمونيست ما ميگذرد و من امروز با خودم فکر ميکنم اگر آنها را مي ديدم چه داشتم به آنها بگويم. به همسرم چه داشتم بگويم . و اين حرفها بنظرم ميرسد. من و ما در سي و يک سال گذشته٬ با يک حکومت و جنبش کثيف ٬ وحشي و خونريز به نام جنبش اسلامي دست و پنجه نرم کرديم. اينها به اسم خدا و پيغمبر زدند و کشتند و تجاوز کردند و جنايت خلق کردند و در مقابل خودشان مردمي و فرهنگي و نسلي را پرورش دادند که يکبار براي هميشه آمادگي دارد که اسلام و اين مصيبت بزرگ را که همواره به مردم لطمه زده٬ کنار گذاشته و يک ويروس را به اسم اسلام و يک جنبش چندش آور و وقيح به اسم اسلام سياسي را از جامعه ريشه کن کنند.
سي و يکسال در تاريخ زياد نيست اما براي يک نسل يک عمر است و من بايد بگويم ما در اين سي و يکسال جنگيديم و در همه عرصه ها دخالت مذهب در زندگي مردم حجاب و موقعيت زنان و يا در دفاع از حقوق انساني حقوق کارگران و همه و همه پرچم انسانيت و مدرنيته و حقوق انساني را در دست داشتيم و اين تجربه واين دستاوردها در زندگي نسل امروز و نسل هاي آينده بسيار موثر خواهد بود.
ما پوزه جنبش اسلامي را بخاک ماليديم اينها اکنون به هر چيز چنگ ميزنند که بمانند و ميدانند که در ايران بر روي دريايي از خشم مردم آخرين نفسه ايشان را ميزنند. حکومت اسلامي بعد از کشتار و قتل عام هزاران نفر و بعد از دخالت در کوچکترين زواياي زندگي مردم ٬ عملا شکست خورده و مردم اين حکومت را پس زده اند ٬ فقط بايد اين جسد را دفن کرد و زندگي ديگري براي آيندگان ساخت.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: