پاسخي به نامه بهمن احمدي امويي از زندان رجايي شهر

يادداشتهاي روزانه مينا احدي

 

سه غلط هفده !

پاسخي به نامه بهمن احمدي امويي از زندان رجايي شهر

گزارش بهمن احمدی امویی از زندانیان سیاسی: “عفو عمومی” همه زندانیان سیاسی و عقیدتی، پاسخ حاکمیت به اعتدال مردم باشد

اين تيتر سايت کلمه در مورد نامه احمدي امويي است البته به رنگ سبز اين تيتر زده شده است. امويي در  رجايي شهر است ومدتي نيز دربند ٣۵۰ اوين بوده است.

http://www.kaleme.com/1392/05/04/klm-152965/

در جايي نوشته اند:

«امید است حسن روحانی، رئیس جمهور منتخب از هم اکنون نماینده ویژه ای را برای بررسی همه جانبه این موضوع انتخاب کند بسیاری از زندانیان سیاسی به این امیدند که وی آزادی زندانیان جنبش سبز را در اولویت قرار ندهد چرا که پیام جنبش سبز ایجاد جامعه ای آزاد و برابر برای همه مردم ایران بوده و همچنان که زندانیان آن تاکنون هزینه داده اند از این پس نیز هزینه خواهند داد. ضمن اینکه بسیاری از زندانیان جنبش سبز طی چند ماه آینده و یا یک سال آینده دوران محکومیت خود را به پایان می رسانند و با پایان محکومیتشان به خودی خود آزاد خواهند شد»

 در جايي ديگر امويي ميگويد:

«درابتدا چنین به نظر می رسد ترکیب و گستردگی زندانیان از بابت نوع اتهام به گونه ای است که نمی توان آنها را با یک چشم نگاه کرد و خواسته ای تحت عنوان تقاضای “عفو عمومی” را مطرح کرد اما با توجه به رای مردم در ۲۴ خرداد ۹۲ و انتخاب حسن روحانی که خود آن را رای به تغییر تفسیر کرد. شاید بتوان با تغییراتی در نوع نگاه های امنیتی، اجتماعی و سیاسی بسیاری از مواردی را که ناشی از سو تفاهم و گاه ناشی از یک سری عصبیتها و تندروی های رایج چند ساله اخیر بوده است، به گونه ای دیگر توجیه و تفسیر کرد. تقاضای عفو عمومی که هم اکنون به یکی از خواسته های گروه های اجتماعی تبدیل شده به خودی خود همچون خود انتخابات ۲۴ خرداد پیامدهای بسیاری برای کشور و آینده آن خواهد داشت» .و در پايان فوايد اين رفتار را چنين توصيف ميکنند.

پاسخ من به ايشان اينست سه غلط هفده :

اولا: حسن روحاني رئيس جمهور منتخب نيست. او منتخب تعداد محدودي از مردم ايران که بنا به گفته هاي خودشان بين بدتر و بدتر٬ يکي را » انتخاب» کرده اند است. طبق آمار خود حکومت در همان تهران گفته اند فقط ٣٣ درصد پاي صندوق راي رفتند. در عين حال شما که روزنامه نگار هستيد و از دنياي امروز خبر داريد حداقل بايد گوشه چشمي هم به اين مهم داشته باشيد که او بين چند نفر مرد مومن و شيعه و قاتل و جاني اسلامي  از صافي شوراي نگهبان رد شده٬ و سپس در يک مضحکه به اسم انتخابات از صندوق در آمد. يک لحظه فکر کنيد در آن مملکت زن اصلا آدم  محسوب نميشود که  خود را کانديد کند٬ يعني به او اجازه نميدهند که به عنوان کانديد از صافي شوراي نگهبان رد شود. حال بگذريم که اين صافي خود موضوع بحث و يک ارگان عجيب است که مرحله اول انتخابات را انجام ميدهد و مردم فقط حق دارند که ماز ميان منتخبين اين شورا به کسي راي بدهند. اقلا از همسرتان خجالت بکشيد و اين فرد را منتخب اعلام نکنيد. يا نکند شما هم فکر ميکنيد زن را چه به اين کارها؟ و يا اينکه در آن مملکت هيچ حزب سياسي منتقدي نميتواند فعاليت کند چه برسد کانديد معرفي کند و …. و…. روحاني منتخب حکومتي است که خامنه اي ريش و پشم ريخته در راس آن است. روحاني نتيجه بن بست کامل نظام است و آمده با لبخندي بر لب و مشاطه گري کاري کند چند صباحي بيشتر عمر کنند و چند صباحي بيشتر جنايت کنند و بچاپند!  جايگاه و نقش واقعي اين مرد امنيتي  با پرونده سياهش را همانطور که هست ترسيم کنيد شما که «الحمدالله»  ميگوييد خبرنگاريد و نه حکومتي !

مي نويسيد زندانيان جنبش سبز! منظورتان زندانيان و دستگير شدگان بعد از شورش عظيم مردم در سال ۱٣۸۸ است که وابستگان خاتمي و موسوي و کروبي  و بخشي از بدنه نظام نيز در آن درگير شدند  و سعي کردند جلوي حمله اين مردم بجان آمده از حکومت اسلامي  را به بيت رهبري و ساختمان راديو تلويزيون بگيرند٬ منظورتان بخشي از حکومت است که وقتي عکس خميني زير پاها له شد و حتي قران به آتش کشيده شد٬ دستهايش را  جلوي حرکت مردم گرفت و گفت : اينرا نميخواستيم هدف بازگشت به دوران طلايي خميني بود و عملا در مقابل اين جنبش ايستاد؟ از چه چيز حرف ميزنيد؟

معلوم است که از کساني حرف نميزنيد که عاشقانه آمده بودند که بساط ننگين حکومت اسلامي را با تندرو و اصلاح طلبش که همچون کنه به جان مردم چسبيده و از خون مردم ارتزاق ميکنند٬ را بهم بريزند. پس واضح بگوييد از کدام زنداني سبز حرف ميزنيد. از جواناني که در کهريزک بعد از تجاوز به قتل رسيدن؟٬ يا از ترانه موسوي و از دهها و دهها زنداني زني ديگر که به آنها تجاوز شد و جنازه شان را پرت کردند و يا سوزاندند؟

نه من که ميدانم شما از خودتان و دوستان و ياران هميشگي خاتمي و نظام حرف ميزنيد. ضمن اينکه همه اين جوانان جان باخته و کل آن حرکت ميليوني را به نفع خود و » روحاني معتدل» مصادره ميکنيد. اينرا نميگذاريم به اين راحتي » جنبش سبز » قورت بدهد.

شما از عفو عمومي حرف زده ايد اولا کي قرار است کي را عفو کند؟ ديکتاتور بزرگ يعني خامنه اي  وکل نظام اسلامي٬ با اعدام زنده است کافي است کمي سايه اعدام و جنايت را از روي جامعه برداريد تا ببيند که مردم نسبت به اين نظام و نسبت به تندرو و معتدل و اصلاح طلب اين نظام چه حرفي دارند٬ و دوم اينکه کل اين بساط که توسط مشتي مفتخور و به نان و آب رسيده وقيح اسلامي  اداره ميشود به اين راحتي » معتدل » شدني نيست. اينرا شما که از نزديک شاهد بسياري چيزها بوده و هستيد و کاراکترها را مي شناسيد٬  بهتر از من ميدانيد. رفتار امنيتي موجود که آنرا  ناشي از تندروي ها و عصبيت ها دانسته ايد در مورد شماها صادق است. در مورد زندانيان ما مردم ايران يعني کساني که از روز اول زنداني شدند و سي و پنج سال است که آنها را تعقيب ميکنند و ميکشند بي ربط است. در مورد ما عصبيتي در ميان نيست سيستم از روز اول عليه کارگر٬ عليه دانشجو٬ عليه زن٬ عليه بهايي٬ عليه آتئيست ٬ عليه بي خدا و عليه ۹۹ در صد مردم بوده است.

لطف کرده و فرموده ايد فقط زندانيان سبز را آزاد نکنيد٬ بقيه را نيز عفو کنيد٬ خيلي ممنون ٬ همه ميدانند اگر روحاني بتواند در مقابل دعوا و مرافعه هايي که از هم اکنون در بين جناحهاي مختلف حکومت که هدف همه حفظ نظام است قدمي بردارد٬ در نهايت فقط سه چهار نفر در حبس خانگي را آزاد کند هنر کرده است و شايد هم تعدادي از شما سبزهاي درون زندان را . طبعا از زندانيان  بي خدا و يا خانواده هاي مجاهد که به گروگان گرفته شده و يا زنداني محکوم به اعدام در اهواز و رجايي شهر از خانواده کارگران و هزاران انسان معترض در کردستان از کمونيستها و انسانهاي ضد سرمايه و…. حرفي نخواهد زد.  شماها هم با آزاد شدن خودتان لابد اندر وصف رئيس جمهور منتخب خواهيد نوشت. بله ما که اين داستان را سالها است شاهديم.

آقاي امويي گرامي !

براي اينکه يک حکومت ضد قرن بيست و يک و اسلامي بر مردمي قرن بيست و يکمي و  آزاده حکومت کند٬ بايد بکشد٬ در غير اينصورت بساط اش را جوانان و مردم عاصي از اين حکومت  در هم  خواهند پيچيد.  پس نصيحت نکنيد ٬ تنها راه مبارزه با اين نظام است  عليه معتدل و اصلاح طلبش و عليه  تندرو و افراطي اش.

قبول کنيد که اين نظام ضد انسان ضد زن ضد شادي  ضد مدرنيته است و آمد تا يک انقلاب مردم يعني  انقلاب نسل من را سرکوب کند و از سه دهه قبل تا امروز مشغول زدن و  کشتن است. قبول کنيد اين نظام با هر جناح و دسته اش فقط بايد سرنگون شود. قبول کنيد اصلاح طلبي و يا معتدل فروشي فقط نفس مصنوعي دادن به اين نظام است.  قبول کنيد کارگر٬ دانشجو٬ زن٬ ضد مذهب و بهايي و غيره و غيره براي  اينکه نفس بکشند٬ بايد اين نظام را سرنگون کنند.  روحاني  يک فرد مهم در اين نظام بوده و هست و آمده که کشتي در حال واژگون شدن را نجات دهد و اين کشتي با جنايت و خون بيشتر ادامه حيات مي يابد. ولي مهم اينست که» سبزهايي»  مثل شما در اين ميدان نبرد کجا مي ايستند و چگونه با وجدان خود کنار مي آيند.

مينا احدي

۲۹ ژوئيه ۲۰۱٣

Posted on ژوئیه 29, 2013, in Uncategorized. Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: